|
+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389 و ساعت
10:23 قبل از ظهر |
+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389 و ساعت
10:23 قبل از ظهر |
زمانی مردی در حال پولیش کردن ماشینش که تازه خریده بود
بود،پسرچهار ساله اش تکه سنگی رو برداشت وبرروی بدنه بی زبون
ماشین خطوطی را طراحی کرد!
مرد آنچنان عصبانی شد که دست پسرش رادردست گرفت وچند بار
محکم پشت دست اوزدوبه دلیل عصبانیت زیاد متوجه نشده بود که با آچار
پسرک بیچاره را تنبیه می کند!
در بیمارستان به سبب شکستگی های فراوان چهار انگشت دست پسرش
قطع شد،وقتی که پسر چشمان اندوهناک پدرش رادیدازاوپرسید:پدر کی
انگشتهای من در خواهند آمد؟
آن مرد آنقدر مغموم بود که هیچی نتوانست بگویدبه سمت ماشینش
برگشت و بالگدبه جانش افتادوبعد حیران ودرمانده روبروی ماشینش
نشست وبه خطوطی که فرزند بر روی آن انداخته بود نگاه می کرد
اونوشته بود( دوستت دارم پدر )
روز بعد آن مرد خودکشی کرد
خشم و عشق حد و مرزي ندارند دومي ( عشق) را انتخاب كنيد تا زندكي دوست داشتني داشته باشيد و اين را به ياد داشته باشيد كه اشياء براي استفاد شدن و انسانها براي دوست داشتن می باشند . +.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389 و ساعت
1:20 بعد از ظهر |
|