تبليغاتX
pariz

 

دکترشریعتی انسان ها را به چهار گروه زیر دسته بندی کرده است:

دسته اول
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند!

عمده آدم ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس

ابعاد جسمانی آن هاست که قابل فهم می شوند. بنابراین

اینان تنها هویت جسمی دارند.

دسته دوم
آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند!

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به

ازای چیزی فانی واگذاشته اند. بی شخصیت اند و بی اعتبار.

هرگز به چشم نمی آیند. مرده و زنده شان یکی است.

دسته سوم
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند!

آدم های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از

حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که

همواره به خاطر ما می مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش

و احترام قائلیم.

دسته چهارم
آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند!

شگفت انگیزترین آدم ها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با

شکوه اند که ما نمی توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی

که از پیش ما می روند نرم نرم آهسته آهسته درک می کنیم.

باز می شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و

چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدم ها هستیم. هزار حرف

داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم قفل

بر زبانمان می زنند. اختیار از ما سلب می شود. سکوت می

کنیم و غرقه در حضور آنان مست می شویم و درست در زمانی که

می روند یادمان می آید که چه حرف ها داشتیم و نگفتیم.

شاید تعداد این ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد

انگشتان دست هم نرسد...

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در دوشنبه بیست و یکم تیر 1389 و ساعت 11:21 بعد از ظهر |
بخش اطفال

رفتم دستکش هام رو عوض کنم، نمیدونم تا برگرشتم چه بلایی سر خودش آورد که

اینطوری گریه میکرد! پرسیدم آخه کجات درد میکنه کوچولو؟...بدون وقفه 

می گفت:«تقی.....تقی

پرستار رو صدا زدم، ولی اونم نتونست متوجه بشه که این بچه چش شده ...بچه هم

که ول کن نبود و دائم تقی تقی میکرد! گفتم تقی جان آروم باش! مرد که گریه

نمیکنه!! پرستار گفت اسمش که تقی نیست خانم دکتر! تو پرونده اش نوشته رامتین!

گفتم خب شاید تو خونه تقی صداش می کنند!!...اونم زد زیر خنده!

ازش خواهش کردم مادر بچه رو صدا کنه، تا بخش رو روی سرمون خراب نکرده!!

مادرش که اومد ، یه چسب زخم خواست و چسبوند رو "انگشت شستش،بعد هم

دلداری اش داد و آرومش کرد

گیج شده بودم! پرسیدم قضیه چی بود؟...

مشخص شد تو مهدکودک ، اسم امام ها رو به ترتیب انگشت های دست، به این ها

یاد میدن،... این بچه هم که انگشت شست اش مونده بود لای دسته صندلی و درد

گرفته بود، برای همین هم وقتی ازش می پرسیدیم کجات درد میکنه ، همش

میگفت: «تقی تقی ....

*************************

پشت فرمون بودم که تلفنم زنگ خورد با اینکه صحبت کردن با تلفن همراه در حال رانندگی ممنوع هست اما  جواب دادم هر چی گفتم الو جواب نمی داد کمی نگران شدم وباصدای بلند مجددا سعی کردم بدونم کی  اونطرف خط وجود داره ،دوستم که بغل دستم نشسته بود گوشی رو از دستم گرفت وارتباط قطع کرد !گفتم چرا اینکارو کردی!؟

گفت: من هم یه روز

 

پشت فرمون بودم که یه هو موبایلم زنگ خورد!

الو؟....الو...؟ بفرمایید.... چرا جواب نمیدین....؟

جواب نمی داد! ....

فقط فوت می کرد! ...

گفتم: ...

اگه زشتی یه فوت کن

اگه خوشگلی دو تا! ...

دو تا فوت کرد!

گفتم: ...

اگه اهل قرار گذاشتن نیستی یه فوت کن

اگه هستی دو تا! ...

بازم دو تا فوت کرد!

فردا ناهار، ساعت دوازده، رستوران المپیک
اگه نه یه فوت! ...
اگه آره دو فوت! ...
بازم دو تا فوت کرد! ...
"""""""""""" """
فردا صبحش در پوست خودم نمی گنجیدم
همه فکر و ذکرم قرار ناهارم بود
با اشتیاق دوش گرفتم
بهترین ادوکلنم رو زدم
و شیک ترین لباسمو پوشیدم، ...
از خونه که داشتم می رفتم بیرون
زنم صدام کرد: ...
عزیزم ناهار می آی خونه؟
نه عزیزم
امروز ناهار یه جلسه مهم با هیئت مدیره داریم!!!
زنم گفت:
اگه می خوای
گردنتو بشکنم یه فوت کن !!!...اگه می خوای پاتو قلم کنم، دوتا
 !!!!!!!!!
........................    ..................    ..........
از اون روز تصمیم گرفتم وقتی یکی بهم زنگ می زنه تا متوجه نشم کی هست وچکار داره سعی نکنم باهاش حرف بزنم وارتباط رو قطع می کنم ....به توهم دوستانه پیشنهاد می کنم اینکارو بکن.
+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در دوشنبه هفتم تیر 1389 و ساعت 4:27 بعد از ظهر |

یا ابوافظل

واژه اي است که:

اصفهانيها هنگام ورود مهمان ها

اردبيلي ها براي بلند کردن اجسام سنگين

شيرازي ها موقع سر کار رفتن...

 كاشاني ها در هنگام چاله هاي هوايي در هواپيما...

  لرها در پيچها به جاي ترمز

وزنها هنگام فرارسیدن روز مرداز آن استفاده می کنند....

(روز مرد بر غیور مردان ایرانی مبارکاباشه ایشالا)

 

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در پنجشنبه سوم تیر 1389 و ساعت 4:26 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM

<>

تولد بزرگ بانوی اسلام وروز زن برمادران پاریزی مبارک

jblack[1].info_emaillogo