تبليغاتX
pariz

يا مقلب القلوب والابصار
يا مدبر الليل والنهار
يا محول الحول والاحوال
حول حالنا الي احسن الحال

سال  نو می شود ، زمین نفسی  دوباره  می کشد ، برگها به رنگه در  

 می آیندوگلها قهقهه می زنند ،پرنده های خسته دوباره برمیگردند ودر

این رویش سبز دوباره    من   تو    ما   کجا قرارداریم ، سهم ما

چیست؟  نقش ما چیست ؟    پیوند ما در دوباره شدن با کیست ؟ 

زمین سلامت می کنم  وابرها درودتان باد    و 

چون همیشه امیدوار    و

سال نو همگی مبارک

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در شنبه بیست و نهم اسفند 1388 و ساعت 8:56 بعد از ظهر |

 

 

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388 و ساعت 10:38 بعد از ظهر |

بچه که بودم آلوچه گوجه یا به گویش ما گرجی خیلی دوست داشتم یه بوته آلوچه گرجی توباغ پدر بزرگم بود که تا میومدآب بگیره ورسیده بشه ترتیبشو میدادم از اون زمان خیلی سال میگذره ومن دیگه مثل آون آلوچه ندیدم تا این یکی که از بغل نرده حیاط جنوبی  همسایه شهرکی از داخل این هوا سنگ وبتن زده بیرون وهر سال این همه گل میده وجالب اینجاست که اگه سرمانیاد به سراغش ۸۰درصد گلاش به میوه می نشینه وجالبتر اینکه ۸۰درصد میوه های کالش سهم من میشه وجالبناکتر اینکه این آلوچه گرجی درست مزه وطعم آلوچه باغ پدر بزرگمه ووقت خوردنش اگه چشامو بذارم روهم خودمو زیر همون درخت حس میکنم با همون قدو قواره وهمون طعم وبوی اون زمان!

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388 و ساعت 0:11 قبل از ظهر |

اینجانیمی از قلب پاریز است که باید برای همیشه قلب پاریز بماند(نیمه دیگرش (مس سرچشمه)را سالهاقبل جداکردندوخوردندش!!)

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388 و ساعت 9:39 بعد از ظهر |

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپيد
برگهای سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه و بانگ پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک ميرسد اينک بهار
خوش بحال روزگار …
خوش بحال چشمه ها و دشتها
خوش بحال دانه ها و سبزه ها
خوش بحال غنچه های نيمه باز
خوش بحال دختر ميخک که ميخندد به ناز
خوش بحال جان لبريز از شراب
خوش بحال آفتاب …
ای دل من، گرچه در اين روزگار
جامهء رنگين نمی‌پوشی به كام
بادهء رنگين نمی‌نوشی ز جام
نقل و سبزه در ميان سفره نيست
جامت از آن می كه می‌بايد تهی است
ای دريغ از «تو» اگر چون گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از «ما» اگر کامی نگيريم از بهار …
گر نکوبی شيشهء غم را به سنگ
هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ …


(پیشا پیش عیدهمه مبارک)

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388 و ساعت 7:24 بعد از ظهر |

nareepol» اسم درختی عجیبه که در تایلند قرار داره! 

کلمه naree به معنی دختر یا زن و کلمه pol یعنی گیاه یا درخت،این درخت به خاطر اینکه ثمره اش کاملا به اندام زنان شبیه است مورد توجه اکثر گردشگران تایلندی قرار گرفته! 

و به اسم«درخت دختران» نام گرفته. اهالی روستایی که این درخت در اون قرار گرفته این میوه رو عجیب نمیدونن و معتقدن که دلیل شکل این میوه برمیگرده به قصه ای که بینشون متداوله از دختری که در نقطه ای که درخت رشد کرده مظلومانه به قتل رسیده. و بعدها بیگناهی دختر ثابت شده. و معتقدند که درخت به بیگناهی اون دختر شهادت داده........... 

میتونید این درخت رو در یکی از روستاهای تایلند در بخش «petchaboon» که حدود ۵۰۰ متر از بانکوک فاصله داره ببینید. و همچنین صدور این درخت و میوه اش به خارج از تایلند ممنوعه 

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388 و ساعت 6:59 بعد از ظهر |

بعد از یکشب تلاش ناخواسته وبی خوابی برا ی چرخوندن چرخ تولید کارخونه خودمون راهی خونه بودم تاساعتی استراحت کنم که یهو این پیرزن خستگی ناپذیر توجه ام رو جلب کرد دورزدم ودرهمان حال دوربینمو آماده عکسبرداری از این موجود مهربون کردم وبادودلی به سمتش نشانه گرفتم اما از من عبورکرده بود وپشت به دوربین بود دلی به دریا زدم وبادوبوق ممتد توجه اش رو به خودم جلب کردم ودرهمون حال ماشه دوربین رو چکوندم که این نتیجه اش شد .نمی دونم چی زیر لبان خسته اش زمزمه کرد  اما هر چه بود شیوا وشیرین بود.خواستم به راه خودادامه بدهم که صدای ترمز گوش خراشی  میخکوبم کرد خودرو مگانی که با سرعت در حال عبور بود با گربه بخت برگشته ای تصادم کردآه از نهاد پیرزن بلندشد فکر کردم شاید بد نباشد از این صحنه دلخراش نیز عکسی داشته باشم.

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در سه شنبه هجدهم اسفند 1388 و ساعت 9:27 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM

<>

تولد بزرگ بانوی اسلام وروز زن برمادران پاریزی مبارک

jblack[1].info_emaillogo