تبليغاتX
pariz

شب قدراست ومن قدری ندارم

چه سازم توشه قبری ندارم

مبادا لیلة القدرت سر آید

گنه برناله ام افزونتر آید

مبادا ماه تو پایان پذیرد

ولی این بنده ات سامان نگیرد

××××××××××××××××

کوله بارت بربند

شاید این چند سحر فرصت آخر باشد

که به مقصد برسیم

بشناسیم خدا

وبفهمیم که یک عمرچه غافل بودیم

ای سبکبال

در این راه شگرف

دردعای سحرت

در مناجات خدایی شدنت

هرگز ازیاد نبر

من جاماند ه چقدر محتاجم.....

       التماس دعا                                  

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 و ساعت 10:58 قبل از ظهر |

سلام

جالب بود وتماشایی

اما اون اولاش همچین بگی نگی دل آدمای رئو.ف یه کم کباب میشه(روزه باشی ... سر کار هم نَری ... همه شَم که تو خونه باشی ... همه شَم که بیرون نَری ... همه ش که (...)

فوق ِ فوقش یه کتاب یا مجله بخونی یا آشپزخونه رو مرتب کنی و خونه رو تمیز کنی ، سر ِ جمع میشه ۲-۳ ساعت .

بقیه شُ چیکار کنی ؟ )

خب دیگه تو اوقات بی کاری هم خیلی کارا میشه کرد همینطور که شما اینکار رو انجام میدید ،من تو سن نوجوانی تو اوقاتی که شما بهش ااشاره کردید داستان می نوشتم مثلا وقتی روزه بود م وگرسنه دراین موارد می نوشتم هروقت خوشحال بودم داستانهای شاد هروقت غمین بودم ...غمگین می نوشتم ووو...بعضی وقتا که حس نوشتن نداشتم تلویزیونو باز می کردم رادیو رو خراب می کردم وآون آخرا چیزای خراب رو درست می کردم،یه تابستون که رفته بودم خونه باغ مادر بزرگ مادربزرگه دق کرده بود آخه رادیوش خراب بود تو ماه رمضون، خاله م میگفت اگه رادیوی مادر خراب بشه دق میکنه مریض میشه منم از ترس اینکه مادر بزرگمو مریض نبینم با هزار حقه رادیو رو تک زدم بردم کنار استخر زیر درخت سیب شکرو که خیلی پر بار بود واستتارخلاصه درد سرت ندم یه مدار رو که ازش سوخته بود با زرورق سیگار ترمیم کردم وقتی روشنش کردم ربنای شجریانو پخش میکرد!تا ته ولومشو باز کردمو باغرور بردم داخل ساختمانی که پراز صفا وخاطره بودوجلو اون ساختمان پراز درخت و گل و گوجه وخیار سبز وخیار چمبر وانواع سبزی......مادر بزرگ داشت نماز قضا می خوند اونقدر می خوند اونقدر می خوند تا نیم ساعت بعد از افطار دل ما از گشنگی از حال میرفت تو دلم هزارتا دشنام نثار مادر بزرگ میکردم ولی ازته دل دوسش داشتم حاضر نبودم یه ذره صدمه ببینه ولی اون عصر خیلی زود نمازشو تموم کرد درست بعد از اذانی که از رادیو پخش شدیادمه اون اذان باصدای موذن زاده اردبیلی بود که از همون وقت صداش برام شده یه خاطره معطر با بوی بنه اون افطار وافطاری.مادر بزرگ با ناباوری گفت : کی درستش کرد....تو !!؟چیزی نگفتم فقط لپامو باد کردم بعد منو گرفت تو بغلش نمیدونم چندتا ماچ چسبوند روی لبام وصورتم  حس میکردم با هر بوسه او چند سال بزرگتر می شم وعزیزتر(اون موقعها خیلی دوس داشتم بزرگ بشم اما حالا برعکس )بعد رادیوشو گرفت توبغلش هرچی موج بلد بود گرفت و ملاحظه کرد درست پخش میشه بعد گفت بهتر از قبلش هم شده شاید بخاطر دلگرمی من این حرفو زد وبعد گفت :بچم تو ادیسونی !!من میدونستم ادیسون برقو اختراع کرده اما نمی دونستم چقدر بزرگ ومهم بوده تا اکنون وبعدها فهمیدم که چقدر مادربزرگ من دست ودلوازبوده که هنوزم هست وایشالا سالهای سال باشد.

اگه دوباره نگی برم تو انجمن وبلاگ نویسا برا همین اینبار اینجابرات کامنت  نوشتم!

راستی یکی میگفت:وقت طلاست ویکی دیگر عصبانی شدو وگفت:غافل وقت یا همان زمان وسیله ای هست برای نزدیک شدن به معبود .

طاعات وعباداتتان قبول

درخصوص اندر احوالات من (1)

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 11:39 قبل از ظهر |
درمانگاه شهید عابدینی پاریز

اینجا درمانگاه شهید عابدینی پاریز است که نبش میدان امام حسین روبروی کاروان سرای قدیمی نزدیک به یک قرن جای خوش کرده وبه عبارتی دیگر بنا شده تا ۵۰سال قبل یکی از فعالترین درمانگاه های منطقه بوده که هیچ وقت بی پزشک نبوده شاید حدود ۵۰پزشک خارجی در این درمانگاه به بهترین روش با جان ودل درتمام ساعات شبانه روزانجام وظیفه نموده اند وبا وجدانی آسوده راهی کشورشان شده اند اما اکنون بردرب ورودی این موسسه نوشته شده است (تا اطلاع ثانویه پزشک نداریم !)

من فکر می کنم  به جناب بخش دار     شهردار    شورای شهر واز همه مهمتر به ریاست محترم بهزیستی شهرستان سیرجان این مردنمونه وسوگند خورده  صدآفرین گفت !درود برشما که این رسالت سنگین  را با جان ودل وبا آخرین توان ادا میکنید   اف برشما که چقدر مسئولیت پذیروتوانایید.

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در دوشنبه نهم شهریور 1388 و ساعت 10:52 بعد از ظهر |

1- موجوداتی ناپیدا و نادیدنی هستند. ما را می‌بینند ولی ما آن‌ها را نمی‌بینیم .

2- از آتش (نار) آفریده شده‌اند .

3- آب جوش و اجسام فلزی تیز می‌تواند به آن‌ها آسیب برساند .

4- ازدواج، زاد و ولد و مرگ و میر دارند .

5- تفکر و احساسات دارند .

6- بین‌شان خوب و بد، کافر و خداپرست و همچنین مسلمان و غیر مسلمان وجود دارد .

7- قدرت‌هایی نیز دارند مانند طی الارض (در یک لحظه می‌توانند از یک طرف زمین به طرف دیگر بروند)

8- جن، شیطان نیست اما شیطان از جن است. یعنی ابلیس و فرزندانش نوعی جن هستند اما لزوما هر جنی شیطان نیست. برخی نیز معتقدند که تمام اجانین از نسل شیطان (ابلیس) هستند اما عده‌ای از آن‌ها پس از ملاقات با پیامبران خدا مخصوصا پیامبر اسلام توبه کردند و خداپرست شدند.

9- جن، فرشته نیست. فرشته از نور آفریده شده اما جن از آتش آفریده شده است. فرشته معصوم است اما جن معصوم نیست و مانند ما انسان‌ها گناه هم مرتکب می‌شود .

10- برخی می‌گویند جن‌ها نمی‌توانند به انسان آسیب برسانند. برخی می‌گویند که می‌توانند و نوع شرور آن‌ها این کار را می‌کند. برخی می‌گویند که جن‌ها از آسیب رساندن به انسان به طور عادی منع شده‌اند اما اگر انسان بهانه به دست جن‌ها بدهد، مثلا تسخیر یا احضار جن‌ها یا آسیب رساندن به آن‌ها در آن صورت می‌توانند و اجازه پیدا می‌کنند تا انسان را تا حتی سرحد مرگ آزار بدهند .

12- عبارت «بسم الله» یا «بسم الله الرحمن الرحیم» و برخی ادعیه دفع جن آن‌ها را دور می‌کند. یا خواندن هفت مرتبه سورهٔ زلزال (کتاب جن‌ها همه جا هستند، ص 37)

13- عمر جن‌ها خیلی طولانی‌تر از عمر انسان‌هاست .

14- جن‌ها شامل سه نژاد عمده هستند : (کتاب جن‌ها همه جا هستند، سید محمد مهدی حسینی، ص6)

الف- دیو: پست‌ترین نژاد، خاکستری رنگ، خشن، چشمانش فی‌مابین عمودی و افقی و هیکل دیو کمی درشت‌تر از انسان است.

ب- جن: نژاد متوسط، سرخ رنگ، چشمان عمودی، پاهای کوتاه و گرد (شبیه سم)و هیکل جن کمی ریزتر از انسان است .

ج- پری: نسبت به دو نژاد قبلی از نظر خلقت برتری دارد. سفید رنگ(مثل انسان‌های سفید پوست)، زیبا، چشمانش مثل چشم انسان افقی است .

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در شنبه هفتم شهریور 1388 و ساعت 10:16 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM

<>

تولد بزرگ بانوی اسلام وروز زن برمادران پاریزی مبارک

jblack[1].info_emaillogo