تبليغاتX
pariz

 بیش از ۶۰درصد از کل آرا ،مبار کت باد  ای همیشه عزیز گرامی

 به: احمدي نژاد؛ رونوشت: فصل عبرت تاريخ

انتخاب بحق وشایسته مرد راستین دکتر محمود احمدی نژادر رئیس جمهور مردمی ایران را برهمگان (آن عزیزانی که به او رای دادند وآن کسانی که به ایشان رای نداند)از صمیم قلب تبریک می گویم وخوشحالم که ایران عزیز با انتخابی آگاه از مرز خطر گذشت ومیرود تا بدست این خدمتگذار راستین به اوج شکوفائی وسربلندی جهانی برسد.

این بود موج حقیقی حقیقت که انکار ناشدنی است !

مردم آگاه ایران در این انتخابات نشان دادند که هوشیار ترین مردمی هستند که به اراده  بیدارار خو د متکی هستند ودریای رنگارنگ تبلیغات دروغین کوچکترین اثری برعزم استوارشان واردنمی کند.

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 12:28 بعد از ظهر |
کلید طلایی موفقیت انسان در عرصه زندگی ارتباطات است.

مهمترین عامل موفقیت شما در کارهایتان برقرار کردن یک ارتباط زیبا و درست با دیگران است.

بحث ارتباطات هم شامل ارتباطات شخصی می شود و هم ارتباطات حرفه ای

ارتباطات یک هنر است، کسی که زیبا ارتباط برقرار می کند یک هنرمند است.

ارتباطات: انتقال احساس و یا اطلاعات است از انسانی به انسانی دیگر.

ارتباط دو رکن دارد: 1- چه چیز در دل شما به عنوان احساس یا اطلاعات تشکیل شده است که شما می خواهی آن را به کس دیگری منتقل کنی. 2- چگونه می خواهی آن را منتقل کنی.

انسان پدیده ای در وجود خود دارد به نام دل
ارتباط بین دو انسان ، ارتباط بین دو دل است

بر هر دلی یک قفل رمزدار زده شده است که هنر انسانها در این است که آن رمز را پیدا کرده و بتوانند خانه دل انسانی را بگشایند و با او ارتباط برقرار کنند.اگر سخنی از دل برآید ، لاجرم بر دل می نشیند.

در ارتباط نه تنها باید خانه دل را گشود، بلکه توانایی اینکه پس از گشودن، در آن نقاشی زیبایی بر صفحه آن دل تصویر کنی.

به هنگام برقرار کردن یک ارتباط ، بهترین شیوه این است که شما خود را جای طرف مقابل بگذارید و با یک ذهنیت کاملا مثبت و خوب با او به گونه ای برخورد کنید که او شما را از یاز در دل بپذیرد تا پاسخ مناسب و درستی که شما انتظار دارید ، دریافت کنید.

یک ارتباط موفق به نوعی نفوذ در دیگران است.

تمام ظرافت و حساسیت برقراری ارتباطات که آن را یک هنر نامیده اند به خاطر پیچیدگی قفل رمزدار دل انسانها است.

علت بسیاری از ارتباطات موفق و زیبای بین انسانها آگاهی از ویژگیهای طرف مقابل و درک به موقع و ارائه عکس العملهای به جا و مناسب نسبت به آنها است.
مثال: شما به عزیزی که او را دوست دارید مرتب گل بدهید و یا انواع و اقسام کادوها را هدیه کنید ولی در عین حال او به گونه ای از شما گله کند که او را دوست ندارید. وقتی که علت چنین احساسی را از او جویا می شوید به شما می گوید: زیرا شما هرگز به او نگفته اید که او را دوست دارید. اگر چه منظور شما از تقدیم گل یا کادو این بوده است که به او پیام (سیگنال) بدهید که او را دوست دارید ولی او هرگز این سیگنالها و علامتهای شما را دریافت نکرده است.وحتی چنین احساسی هم نکرده است که شما او را دوست دارید و لذا از شما گله مند شده است.

فرد دیگری که او هم عزیز خود را دوست دارد گاهی برای او گلی و هدیه ای ببرد و به او بگوید که عزیزم دوستت دارم. معذالک این عزیز او را مورد گله قرار بدهد که تو مرا دوست نداری و هر چه برای او توضیح می دهد که علت این همه گل و کادو و گفتن جمله دوستت دارم برای همین بوده که به او تفهیم کنید که واقعا دوستش دارید. ولی او هرگز این سیگنالها را به درستی در دل دریافت نمی کند وچه بسا می خواهد که او را در یوش گرفته شود و یا دست نوازشی بر چهر ه اش کشیده شود تا او آن مهر و محبت و دوست داشتن را حس کند.


ادامه مطلب
+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 و ساعت 1:24 قبل از ظهر |
 

  خبرگزاري انتخاب : يک روز قبل از سفر براي کنترل شرايط دستگاه X-RAY نصب شده در محلي که آقاي احمدي نژاد قرار بود اقامت داشته باشد، به محل رفتم و در بررسي ها مشاهده شد که شدت يا ميزان اشعه دستگاه مورد نظر که در داخل ساختمان قرار داشت ، بيشتر از حد معمول است.

۱۰ تیر ماه ۱۳۸۷    ساعت : ۴۵ , ۱۷
خبرگزاري انتخاب :

سفير جمهوري اسلامي ايران در ايتاليا در خصوص موضوع سوء قصد عليه رييس جمهوري اسلامي ايران در سفر به رم گفت که اين ماجرا توهم توطئه نبوده و صحت دارد. 


به گزارش خبرگزاری «انتخاب»، ابوالفضل ظهره وند  در گفت و گو با خبرگزاری جمهوری اسلامی در اين باره تصريح کرد: يک روز قبل از سفر براي کنترل شرايط دستگاه X-RAY نصب شده در محلي که آقاي احمدي نژاد قرار بود اقامت داشته باشد، به محل رفتم و در بررسي ها مشاهده شد که شدت يا ميزان اشعه دستگاه مورد نظر که در داخل ساختمان قرار داشت ، بيشتر از حد معمول است.


ظهره وند با اشاره به اينکه ميزان اشعه دستگاههاي X-RAY در ايتاليا 300 است، افزود: کمي بعد ميزان اشعه دستگاه مذکور به بيش از 550 رسيد و به مرور افزايش يافت و به 800 رسيد .


سفير ايران در رم ادامه داد: ابتدا به خرابي دستگاه مشکوک شديم و به فرض اينکه دستگاه خراب است، دستگاه ديگري به محل آورديم اما معلوم شد که مشکل از دستگاه نيست و ظاهرا اشعه از جايي کنترل مي شد.


ظهره وند با بيان اينکه طبق گفته افراد متخصص در زمينه اشعه X-RAY درصورتي که ميزان اشعه از 1500 تجاوز کند، احتمال خطر جدي براي افراد حاضر در معرض آن وجود دارد ، گفت : وقتي رييس جمهوري وارد محل شد، ميزان اشعه دستگاه بيشتر شد و به بالاي 1000 رسيد بطوريکه آثار ناشي از شدت اشعه در محيط داخل ساختمان کاملا احساس مي شد.


وي ارائه توضيحات درباره جزئيات بيشتر اين توطئه و هويت عوامل آن را به زمان مقتضي موکول کرد.

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 و ساعت 2:55 قبل از ظهر |

View Full Size Image

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 و ساعت 1:25 بعد از ظهر |

 

در روز اول سال تحصيلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبتهاى اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه  آنها را به يک اندازه دوست دارد و فرقى بين آنها قائل نيست. البته او دروغ میگفت و چنين چيزى امکان نداشت. مخصوصاً اين که پسر کوچکى در رديف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نيز دانشآموز همين کلاس بود. هميشه لباسهاى کثيف به تن داشت، با بچه هاى ديگر نمي جوشيد و به درسش هم نميرسيد. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسيار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره  قبولى نداد و او را رفوزه کرد .

امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور مييافت، خانم تامپسون تصميم گرفت به پرونده تحصيلى سالهاى قبل او نگاهى بياندازد تا شايد به علّت درس نخواندن او پي ببرد و بتواند کمکش کند .

معلّم کلاس اول تدى در پروندهاش نوشته بود: «تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تکاليفش را خيلى خوب انجام ميدهد و رفتار خوبى دارد. رضايت کامل ».

  معلّم کلاس دوم او در پروندهاش نوشته بود: « تدى دانش آموز فوقالعادهاى است. همکلاسي هايش دوستش دارند ولى او به خاطر بيمارى درمان ناپذير مادرش که در خانه بسترى است دچار مشکل روحى است .»

معلّم کلاس سوم او در پروندهاش نوشته بود: «مرگ مادر براى تدى بسيار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن مي کند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرايط محيطى او در خانه تغيير نکند او به زودى با مشکل روبرو خواهد شد .»

معلّم کلاس چهارم تدى در پروندهاش نوشته بود: «تدى درس خواندن را رها کرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمي دهد. دوستان زيادى ندارد و گاهى در کلاس خوابش ميبرد .»

خانم تامپسون با مطالعه  پروندههاى تدى به مشکل او پى برد و از اين که دير به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه  دانش آموزان هدايايى براى او آوردند. هداياى بچه ها همه در کاغذ کادوهاى زيبا و نوارهاى رنگارنگ پيچيده شده بود، بجز هديه  تدى که داخل يک کاغذ معمولى و به شکل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هديه ها را سرکلاس باز کرد. وقتى بسته  تدى را باز کرد يک دستبند کهنه که چند نگينش افتاده بود و يک شيشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. اين امر باعث خنده  بچه هاى کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده  بچه ها را قطع کرد و شروع به تعريف از زيبايى دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقدارى از آن عطر را نيز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بيرون مدرسه صبر کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد . سپس نزد او رفت و به او گفت: «خانم تامپسون، شما امروز بوی مادرم رامیدادید

خانم تامپسون ، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشينش رفت و براى دقايقى طولانى گريه کرد. از آن روز به بعد، او آدم ديگرى شد و در کنار تدريس خواندن، نوشتن، رياضيات و علوم، به آموزش «زندگي» و «عشق به همنوع» به بچه ها پرداخت و البته توجه ويژه اى نيز به تدى ميکرد.

پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بيشتر تشويق ميکرد او هم سريعتر پاسخ ميداد. به سرعت او يکى از با هوش ترين بچه هاى کلاس شد و خانم تامپسون با وجودى که به دروغ گفته بود که همه را به يک اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى دانش آموز محبوبش شده بود .

يکسال بعد، خانم تامپسون يادداشتى از تدى دريافت کرد که در آن نوشته بود شما بهترين معلّمى هستيد که من در عمرم داشته ام .

شش سال بعد، يادداشت ديگرى از تدى به خانم تامپسون رسيد. او نوشته بود که دبيرستان را تمام کرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترين معلمى هستيد که در تمام عمرم داشته ام .

چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه  ديگرى دريافت کرد که در آن تدى نوشته بود با وجودى که روزگار سختى داشته است امّا دانشکده را رها نکرده و به زودى از دانشگاه با رتبه  عالى فارغ التحصيل ميشود. باز هم تأکيد کرده بود که خانم تامپسون بهترين معلم دوران زندگيش بوده است .

چهار سال ديگر هم گذشت و باز نامه اى ديگر رسيد. اين بار تدى توضيح داده بود که پس از دريافت ليسانس تصميم گرفته به تحصيل ادامه دهد و اين کار را کرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترين و بهترين معلم دوران عمرش خطاب کرده بود. امّا اين بار، نام تدى در پايان نامه کمى طولاني تر شده بود: دکتر تئودور استودارد .

ماجرا هنوز تمام نشده

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 3:23 قبل از ظهر |

امروز بااتفاق یکی از دوستان (داش حسام ) رفته بودیم به یکی از باغهای باصفای خاطرات کودکیم که چند کیلومتری با پاریز فاصله دارد واونوقتا فاصله بیشتری داشت ،یه چیز جالب دیدم !در یک قسمت باغ که پراز گلهای محمدی بودوهمه شون از گلهای معطر مملو بودندیه بوته گل که پراز گلهای سفید بود منو بطرف خودش کشوند ووقتی یکی ازگلهای اون بوته را چیدم وبوییدم نزدیک بود از تعجب شاخ دربیارم!گل محمدی به رنگ سفید وبا همون بو وحتی معطرتر!دقایقی بعد صاحب باغ عباس آقابه جمعمون اضافه شدو بعداز چاق سلامتی گفت:چندروز قبل که گلهای این درختو دیدم خشکم زد درحالی که سالهای قبل هیچ فرقی بابقیه گلها نداشته باوجود عدم هیچ تغییری امسال گلهاش سفید شدند!.

View Full Size ImageView Full Size ImageView Full Size Image

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در یکشنبه سوم خرداد 1388 و ساعت 10:5 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM

<>

تولد بزرگ بانوی اسلام وروز زن برمادران پاریزی مبارک

jblack[1].info_emaillogo