تبليغاتX
pariz

همایش روزی به یاد دیروزنکات بیادماندنی و مثبت فراوانی داشت اما آنچه منو تکون دادشخصیت  جمشید جم خواننده سرودیاردبستانی بودکه هم اجرای بموقع ایشان حال هوایی خاص وبیادماندنی درجمع ایجاد کردوهم خوداوکه برخلاف تصور بعضی یا حداقل من بسیار متواضع وبه قول ما بسیارخاکی بعداز اجرای زنده وزیبای  یاردبستانی کنار بچه های که در حال فعالیت بودند اومدندوخیلی زود باهمه آشنا وانس گرفتندحتی شماره تماسشونو دادند افسوس که  بخاطر پروازشون ظهر تشریف بردندوحتی نتونستندبرای صرف ناهارپیش ما باشندو باغ کهن سبز را ببینند ایشون از پاریزواین همایش بسیار تعریف کرد ندوقول دادند بازهم تشریف بیاورند .

View Full Size ImageView Full Size ImageView Full Size ImageView Full Size ImageView Full Size ImageView Full Size ImageView Full Size Image View Full Size ImageView Full Size Image View Full Size ImageView Full Size ImageView Full Size Image

ادامه عکسها

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:17 قبل از ظهر |

View Full Size Image

یه روز داش حسام شب تا صبح دعوت من بود تا باتفاق یه کار هنری فرهنگی را تمام کنیم،۱۰صبح که کارمون تموم شد رسوندمش خونه وخودم رفتم که برم سیرجان ،یهوتلفنم زنگ خورد،داش حسام بود که صداش میلرزید!اول فکر کردم توسط خانمش تنبیه شده ،گفتم زن ذلیل چی شده ؟گفت مار مار بیا!گفتم:مار چی درست حرف بزن؟گفت یه ماربزرگ با این هوا اومده توخونه بیا بکشش!گفتم بیچاره ما رخب خودت بکشش.باتفنگ بادی افتاده بود به جون این ماره اما چون تیر انداز قابلی نبود تیرش به هدف نخورده بوده ومار رفته بود یه جایی تو همون خونه سنگر گرفته بود ،خلاصه با سماجت از من که نزدیکای سیرجان بودم می خواست که برگردم .خواستم بی خیال بشم که صدای عصبانی  وترسان عیالش منو بفکر چاره انداخت ،زنگ زدم به داش رضا که در این کار تخصص داشت اون هم قهرمانانه رفته بود این مار بیچاره را که اون بالامشاهده می شه از سوراخش بیرون آورده وعکس یادگار باهاش انداخته بود که داش حسام باگوشی خودش گرفته .

View Full Size Image

اینهم تصویر داش حسام هستش ،یه روز دیگه رفتم خونه جدید داش حسام که داشت تواین خونه فعالیت فیزیکی انجام میداد .وقتی درب خونه را باز کرد با این قیافه خاک مالی شده روبروشدم، زدم زیر خنده حالا نخندو کی بخند!تازه به این هم اکتفا نکردم با گوشی که دستم بود یه عکس یادگاری ازش گرفتم که تا اومد بخودش بیادثبت شده بود.الته بهش قول دادم از تو گوشی حذفش کنم که چند دقیقه قبل  به قولم عمل کردم.

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 و ساعت 9:10 بعد از ظهر |

هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز ميگذشت فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : چرا اين همه صرف اين يکی ميفرماييد خداوند پاسخ داد دستور کار او را ديده ای او بايد کاملا" قابل شستشوباشد، اما پلاستيکی نباشدبايد دويست قطعه متحرک داشته باشد که همگی قابل جايگزينی باشند بايد بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذاي شب مانده کار کندبايد دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جايش بلند شد ناپديد شود بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را از زانوی خراشيده گرفته تا قلب شکسته درمان کندو شش جفت دست داشته باشدفرشته از شنيدن اين همه مبهوت شد گفت شش جفت دست امکان ندارد خداوند پاسخ داد فقط دستها نيستند مادرها بايد سه جفت چشم هم داشته باشنداين ترتيب می شود يک الگوي متعارف برای آنها خداوند سری تکان داد و  فرمود  بله يک جفت برای وقتی که از بچه هايش ميپرسد که چه کار ميکنيد از پشت در بسته هم بتواند ببيندشان يک جفت بايد پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد و جفت سوم همين جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند بتواند بدون کلام به او بگويد او را می فهمد و دوستش داردفرشته سعی کرد جلوي خدا را بگيرد. اين همه کار براي يک روز خيلی زياد است. باشد فردا تمامش بفرماييد خداوند فرمود  نميشود چيزی نمانده تا کار خلق اين مخلوقی را که اين همه به من نزديک است، تمام کنم. از اين پس می تواند هنگام بيماری، خودش درمان کند، يک خانواده را با يک قرص نان سير کند و يک بچه پنج سال ا وادار کند دوش بگيردفرشته نزديک شدو به زن دست زداما ای خداوند او را خيلی نرم آفريدیبله نرم است اما او را سخت هم آفريده ام. تصورش را هم نمی توانی بكني که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت کشد. فرشته پرسيد : فکر هم می تواند بکند خداوند پاسخ داد نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد آن گاه فرشته متوجه چيزي شد و به گونه زن دست زد. ای وای، مثل اينكه اين نمونه نشتی دارد به شما گفتم که در اين يکی زيادی مواد مصرف کرده ايدخداوند مخالفت کرد آن که نشتی نيست اشک است فرشته پرسيد  اشک ديگرچيست خداوند گفت اشک وسيله ای است برای ابراز شادی اندوه درد نا اميدیتنهايی سوگ و غرورش.فرشته متاثر شد شما نابغه ايد ای خداوند شما فکرهمه چيز را کرده ايد چون زن ها واقعاًحيرت انگيزندزن ها قدرتي دارند که مردان را متحير می کنند همواره بچه ها را به دندان می کشند سختی ها را بهتر تحمل می کنند بار زندگی را به دوش می کشند ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند وقتی مي خواهند جيغ بزنند با لبخند مي زنند وقتی می خواهند گريه کنند آواز می خوانندوقتی خوشحالند گريه می کنند وقتي عصبانی اند می خندند برای آنچه باور دارند می جنگند در مقابل بی عدالتی می ايستند وقتی مطمئن اند راه حل ديگری وجود دارد نه نمی پذيرندبدون کفش نو سر می کنند که بچه هايشان کفش نو داشته باشند براي همراهی يک دوست مضطرب با او به دکتر می روند بدون قيد و شرط دوست می دارندوقتی بچه هايشان به موفقيتی دست پيدا می کنند گريه می کنند و و قتی دوستانشان پاداش ميگيرند، می خندند در مرگ يک دوست دل شان می شکنددر از دست دادن يکی ازاعضای خانواده اندوهگين می شوند با اينحال وقتی می بينند همه از پا افتاده اند قوی پابرجا می مانند آنها ميرانند می پرند راه می روند می دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستيد.قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند ميدانند که بغل کردن و بوسيدن ميتواند هر دل شکسته اي را التيام بخشد کار زن ها بيش از بچه به دنيا آوردن است، آنها شادی و اميد به ارمغان می آورند آنها شفقت و فکر نو مي بخشندزن هاچيزهای زيادی برای گفتن و برای بخشيدن دارند خداوند گفت : اين مخلوق عظيم فقط يك عيب دارد فرشته پرسيد : چه عيبی ؟ خداوند گفت : قدر خودش را نمی داند .....

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 و ساعت 4:14 قبل از ظهر |

بارش

هيچ چيز بلا را دفع نمي كند و آتش غضب را خاموش نمي كند مگر صدقه !

متأسفانه صدقه در فرهنگ ما بدرستي جا نيفتاده است . صدقه واژه اي بسيار پر محتوي ، پر معنا و قدرتمند است ،  كه ريشه در صدق و راستي دارد . در حالیکه :

خيلي ها فكر مي كنند صدقه يعني به فقير چيز دادن و در صندوق  پول انداختن .!! نه نه !!

اگر صدقه را به منزله يك خانه مجسم كنيم ، تنها بخشي از خانه مثلاً آشپزخانه كمك به فقرا را در بر مي گيرد . كه شايد يك درصد معناي صدقه اين باشد ، صدقه بخشهاي ديگر اين خانه را هم در بر مي گيرد ، گاهي كمك مالي كمترين كار است ! آموزش به ديگران ، اصلاح بين دو فرد ، نگهداري زبان ، شفاعت ديگران ، جلوگيري از ريختن خون كسي و 000 هم صدقه است ! پس مي توان صدقه را بارش معنا كرد .

بارش و باریدن و بخشیدن و  سرازير شدن و  فوران كردن! حالا فوران چی ؟؟آفرین :

فوران مهر و عشق و  تبسم و لبخند و انرژي مفيد !  بارش دانش ، اطلاعات ، دانسته ها و........

 خلاصه با الهام از این قانون طبیعت : هر گونه جمع آوري ، ضد بخشش است ،. البته بخشش باید :

بي تمنا و بي مضايقه باشه ، استحضار داشته باشید اگر خوب قانون بارش را بشناسیم ، در زمان باریدن باید قبل از هر چيز رضايت خاطر خود انسان فراهم گردد . آیا میدانید که :؟

اخلاق خوب ، لبخند زدن به پدر و مادر ، نگاه پر مهر به والدين و مومنين ، نوعي صدقه و بارش است .

يكي از بارشهاي طبيعي و با صفا  ، شكر كردن و سپاسگزاري است .

تشكر فضاي انرژي انسان را وسيع تر ميکنه و بالاترين درجه و مرتبه سپاسگزاري نیز ، تشكر از مردم است .

بنابراین از این به بعد ، هر روز صبح كه از خانه بيرون مي آئيم ، ببينيم كه اول سهم كائنات را داده ايم ؟!هنوز كه پرداخت كرديم ؛ دست خود را ببوسيم ! تعجب نکنید ! واقعا دست خودتان را ببوسید ! میدونین چرا ؟ چونکه : اين عمل جداي از آنكه بوسيدن دست خداست ، نوعي تشويق كردن خود است . تشويق و تحسين خود بخاطر كار نيكي كه انجام داده ايم 

ادامه مطلب.

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 2:19 قبل از ظهر |
سامان سامان وسبحان سبحان.سامان
+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 5:49 بعد از ظهر |

بعداز نتایج ضعیف فوتبال (تیم ملی وتیمهای باشگاهی)اولین کار

فدراسیون برکناری علی دائی وانتخاب محمد مایلی کهن به جای دائی

بود که طبیعی هم بنظر می رسید .تنها کسی که می توانست کشتی

بادبان شکسته تیم ملی فوتبال را نجات دهد مایلی کهن بود که اونیز

هنوز دستش به سکان نرسیده برکنار شد آقای کفاشیان رئیس دکوری

فدراسیون ادعاکردایشان استعفا کردنددرصورتی که انتخاب مایلی کهن

توسط اکثریت آراهیئت مدیره وبرکناری ایشان بدستور

آقای .....ازپشت پرده صورت گرفت .می گویند هیئت مدیره فدراسیون

باید برکنار شوند ولی منطق نشان می دهد برکنار شوند ه شخص بی

کفایت دیگریست وآقای کفاشیان که آلت دست دیگریست.

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 و ساعت 5:3 بعد از ظهر |
قابل توجه دوستداران شعر وادب

 

بزودی مجلس بزرگداشت باشکوهی با حضور استادهمشهری

 دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی در پاریز برگزار میگردد

که بدرخواست شورای شهرفعلااز مکان وتاریخ برگزاری آن 

 ممانعت بعمل می آیید

این هم فونت درشت فقط بخاطر عزیزی کاشانی که ناخودگاه وناشناخته ارادت خاصی بایشان دارم.

 

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 و ساعت 4:24 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM

<>

تولد بزرگ بانوی اسلام وروز زن برمادران پاریزی مبارک

jblack[1].info_emaillogo